افغانی-جهان مرجان

افغانستان-جهان مرجاناز کفاشی تا سازِ مرد افغانی

از خیابان عبور می کردم ، چشمم به پیرمردی افتاد که آن طرف تر مشغول کفاشی بود. ناخودآگاه به سمتش رفتم . از او پرسیدم اجازه عکاسی دارم؟ با چهره گشاده در حالیکه لبخندی بر لب داشت ، پاسخم را داد. فیلم مذکور داستان زندگی مردی است به نام عبدالقیوم که سی و هشت سال پیش ، زندگی نسبتا مرفه را در افغانستان رها می کند و راهی ایران می شود.دقایقی کنارش نشستم و بابِ صحبت را باز کردم.علت مهاجرت او را جویا شدم و اینگونه شرح حالش را بیان کرد:
«در وطن کشاورزی می کردم. مال داشتم ، خانه داشتم، اسب ها داشتم. در زمان جنگ با شوروی ، چند نفر به خانه مان حمله کردند و وحشیانه برادرانم را کشتند. من که تا آن زمان مرگ کسی را ندیده بودم و معنای آن را نمی دانستم ،دلم از دنیا سرد شد و پشتِ پا زدم به آنچه که داشتم.»
او با دستِ خالی و به تنهایی راهیِ ایران شده و مهاجرت می کند.در ایران،به کارگری مشغول می شود و بعد از گذشت سالها که توانِ کار کردن را مثل سابق نداشت به همراه همسر بیمارش که او را پیرزن خطاب می کرد در خانه فرزندش بود. از آنجائیکه دوست نداشت سربارِ کسی باشد جهت تامین مخارج زندگی و درمان همسرش به کفاشی مشغول شد.ساز او تنها مونسش به وقتِ تنهایی و دلتنگی است و صفا و صمیمیتش گرمابخشِ روزهای سرد.
پی نوشت: این مستند مورخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۳ یعنی در اوج همه گیری کرونا تهیه شد.

نگارنده : مرجان عرب مختاریمهاجرت-جهان مرجان

ممنون که از وب سایت جهان مرجان بازدید کردید.

بدود دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *