به نام آنکه جان را فکرت آموخت
قسم به قلم و آنچه می نویسد
همیشه تصور می کردم که من ذهنم هستم . اما طبق آموزه های جدید متوجه شدم که من ذهنم نیستم. من ذهن دارم. در بخش خودشناسی مبحثِ «من کیستم » مختصری به تعریف آن پرداختم و اینجا بیشتر با ساز و کار آن آشنا شده و کارکردِ دو وجهی ذهن را مورد بررسی قرار میدهم.
کار ذهن چیست؟ خلق تصویر و صدا. تفکر و استدلال بر اساس آنچه که دیده و شنیده است. به نظر من ذهن مثلِ دستگاه تولید تصویر و صدا کار میکند و حتی گاهی سناریوهایی خلق میکنه که به عقل جن هم نمیرسه. صداهایی که در ذهن می شنویم یا بهتره بگم گفتگوهای ذهنی ، همان حرفهایی است که از دورانِ نوزادی شنیدیم. حرفهای خانواده و بعد هم دوستان ، معلمین ، فرهنگ ،رسانه ها و مذهب.
هر قدمی که میخوایم برداریم و برای هر تصمیمی که میخوایم بگیریم ، گفتگوهای جامعه که از نسل ها قبل ،در ناهشیار جمعی ماست و همچنین حرفهایی که از کودکی به ما گفته شده و باورهای ما را در ذهن شکل داده، برملا شده و معمولا همراه با احساسِ ناخوشایند هست .
نکته اینجاست که هیچ کدام از آن حرفها، بر مبنای حقیقتِ ما نیست و فقط ما را به بیراهه می برد تا خودِ واقعی مان نباشیم. ذهن بر اساس دیده ها و شنیده ها استدلال میکند اما نکته اینجاست که ذهن استدلالی در بسیاری مواقع دچار خطا و اشتباه می شود چون اطلاعات ِ او ناقص است. کار دیگری که ذهن انجام میدهد رفتن به گذشته و آینده هست. یعنی رفتن به جایی که واقعی نیست و وجود نداره. یعنی انجام یک عملِ غیر طبیعی که نتیجه غیر طبیعی به همراه دارد. هر چی بیشتر در گذشته بمانیم یا در آینده غرق شویم بیشتر زندگی غیر طبیعی و ناخوشایند را تجربه می کنیم.
کارکرد دو وجهی ذهن : ذهن در دو جهت کار میکنه. پتانسیل بسیار بالایی در جهت خلق کردن در دو بعد مثبت و منفی دارد. استعدادها و توانمندی های زیادی در وجود همه ما هست که به صورت بالقوه اند. ذهن به خودی خود، قدرتی ندارد چون ماهیتی ندارد. چون منبعی ندارد . او قدرت رو از ما میگیرد. در واقع ما بر اساس انتخابی که میکنیم به او قدرت و جهت میدهیم . ما انتخاب میکنیم که مسیر نیکی و روشنایی را برویم یا مسیر بدی و تاریکی . ما انتخاب میکنیم که زیبایی را خلق کنیم یا زشتی را.
اگر انتخاب ما مسیر یکتاپرستی باشه یعنی به جای بت کردنِ آدم ها یا هر عاملِ بیرونی دیگر،فقط خداوند را که سرچشمه حیات است، به عنوان یگانه قدرت مطلق که سراسر خیر و شادی هست ببینیم و تمام اتکای ما به جای دیگران ، به او و خودمان که بخشی از او هستیم ، باشد ، زندگی مان سرشار از لحظات زیبا می شود.
اما اگر انتخاب ما مسیری غیر از یکتاپرستی باشه یعنی به جای حساب کردن روی خداوند و توانایی هایِ خود، روی عوامل بیرونی از قبیل (خانواده، دوستان ، پارتی ، افرادی که حکومت را دست دارند و هر چیزی شبیه این) ، حساب کنیم و هر بار تحت تاثیر رسانه ها و نوسانات جامعه قرار بگیریم ، به این معناست که مسیر تاریکی را انتخاب کردیم و تجربه زندگی ما چیزی جز درد و ناراحتی نیست.
تمامِ اتفاقاتی که در دنیا روی میده و خلقی که صورت میگیره بر اساس همین انتخاب است که تک تکِ افراد انجام میدهند. دنیا در دو جهت در حال گسترش است. هم در جهت خیر و نیکی مثل ثبت اختراعات در راستای رفاه بیشتر، خدمت به مردم و زندگی راحت تر ، هم در جهت شر و بدی مثل ساخت بمب های اتمی . هم در جهت خلق زیبایی ها پیش می رود مثل شاهکارهای هنری از قبیل آثار نقاشی و مستندهای شگفت انگیز از طبیعت و هم در جهت خلق زشتی ها مثل ساخت فیلم های پورنوگرافی.
در واقع ذهن مثل غول چراغ جادو عمل میکنه ،گوش به فرمان ما هست( بر اساس انتخابی که می کنیم و در این انتخاب آزاد هستیم.) بستگی به این داره تمایل درونی ما در چه جهتی باشه. در بعضی افراد ، بیشتر تمایل به تاریکی و در بعضی بیشتر تمایل به روشنایی وجود داره و هیچ کدام صفر و یک نیستیم. وقتی با کنترلِ آگاهانه افسار ذهن را به دست گیریم ، وقتی سعی کنیم تمام لحظات زندگی را به منبع کائنات یعنی سرچشمه زندگی و نیرویی که ورای ما و سراسر خیر و نیکی است وصل شویم به مسیرهای ساده و روشن و خلق زیبایی ها هدایت می شویم و زندگی مان سراسر شادی و شعف است. در واقع ذهن بر اساس انتخاب ما در همین جهت شروع به حرکت و فعالیت می کند و در همین جهت خلق می کند. اما اگر افسار ذهن را رها کنیم و از آن آگاه نباشیم یعنی حواسمان به خودمان نباشد و از ذاتِ حقیقی خویش فاصله بگیریم ، قدرت را به دست ِذهن می دهیم و او هر کاری که بخواهد در جهت شر و بدی انجام میدهد. چون ذهن نمیتواند بیکار باشد و وقتی متوجه آن نباشیم در جهت تاریکی و خلق زشتی ها حرکت می کند.
حال بستگی به تک تک ما دارد که کدام مسیر را انتخاب کنیم. اگر من به سمت نور متمایل شوم و مسیر روشنایی را انتخاب کنم، همان را در زندگی مادی تجربه می کنم و برعکس.
مسیر روشنایی چیست؟ مسیر خودشناسی .همان مسیری که به خودم و آنچه که انجام میدهم آگاه باشم. همان مسیری که در آن اندیشه رشد می کند و خِرَد ، جایگزین جهل و نادانی میشود. مسیری که توانمندی های خود را بشناسم و ببینم و ایمان داشته باشم که سرچشمه ی حیات ، من را همراهی و هدایت می کند. مسیری که همراه با شکرگزاری و دیدنِ زیبایی ها و نعمت های بیشماری است که به ما داده شده. مسیری که همراه با پذیرش رویدادهای ناخوشایند و گذر از آنها به جای ِ ماندن در آنها باشد . مسیرِ بودن در لحظه و تجربه دنیای مادی به زیباترین شکل.
مسیری که تمرکز روی رشد و پیشرفت خودم باشد و به جایِ کنجکاوی در زندگی دیگران و اتلافِ انرژی در جهت قضاوت ، حسادت، غیبت ، تهمت ، دروغ و هر صفت غیر اخلاقی دیگر ، یا اتلاف وقت در فضای مجازی و غرق شدن در اخبار منفی رسانه ها ، روی پیشرفت خود در جهت به کارگیری توانمندی ها برای زندگی بهتر و زیباتر و رشد معنوی قدم بردارم . مسیری که سعی در خلق زیبای ها داشته باشم و هر قدمی هر چند کوچک را در جهت گسترش جهان به سمت نیکی بردارم.
و بدانم که این مسیر در جهان دوقطبی انتهایی ندارد و تلاشِ هر روزه را میطلبد.
نگارنده:مرجان عرب مختاری
ممنون که از وب سایت جهان مرجان بازدید کردید


بدود دیدگاه